مرتضى راوندى

694

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

فرانسه چنان كه در جلد دوم متذكر شديم به عقد قراردادهايى با نمايندهء فتحعليشاه توفيق يافت ولى ناپلئون در نتيجهء پيمانهاى سياسى با ديگران به هيچيك از تعهدات خود بطور كامل ، عمل نكرد و زمامداران بىخبر و خيالباف ايران در ميدان عمل دريافتند كه در مبارزه عليه انگلستان و روسيهء تزارى به كشور توسعه‌طلب و متجاوزى چون فرانسه نمىتوان اعتماد كرد . انگلستان نيز از سال 1800 ايران را بميدان پرجوش و خروش فعاليتهاى سياسى خود بدل نمود و با اعزام هيأتهاى سياسى از جمله سرجان ملكم و سرهارفورجنس بوسيلهء عمال سياست خود در ايران كه بعضى از آنها حقوق بگيران دولت انگلستان بودند مىكوشيدند تا « شاه ، وليعهد عباس ميرزا نايب السلطنه ، صدر اعظم ، روحانيان ، و اشراف را تحت‌تأثير گيرند و آنها را گاه عليه روسيه ، گاه عليه فرانسه تحريك كنند و بجان هم بيندازند و گاه مانع دست‌يابى ايران به هرات و قلعهء غوريان و قراه و سبزوار در افغانستان شوند و گاه ايران را در مقابل مطالبات تاراجگرانهء باصطلاح « بازرگانى » تسليم كنند و حقوق گمركى و كنسولى بسود اتباع خويش تأمين نمايند . . . » چيرول دربارهء سياست انگلستان در اين عصر مىگويد : « انگليسها در اين دوران روسيه را تنها رقيب مقتدر خود در منطقهء آسيا مىدانستند و چون خود را قادر بجنگ با روسيه نمىديدند لذا مجبور بودند به شيوه‌هاى ديپلماسى و تحريك و انتريك متوسل شوند . » « 1 » . . . از قرن سيزدهم بتدريج كشور ما از صف كشورهاى طلايه‌دار و پيشرو تمدن خارج و به سراشيبى سقوط نزديك مىشد در دورهء قاجاريه در اثر بىخبرى و بىخردى زمامداران نه تنها با عقد قرارداد صلح گلستان ( 1813 ميلادى ) و تركمانچاى در سال 1828 قسمتى از خاك ايران از كف رفت ، بلكه از اين دوره به بعد بندهاى اسارت اقتصادى و سياسى يكى پس از ديگرى محكم‌تر گرديد . در اين دوران با ورود روزافزون كالاهاى خارجى مانند ساعت و چاقو و ماهوت و كبريت و چاى و ظروف چينى و شيشه‌اى و غيره و پيدايش نمايندگيهاى بازرگانى روسيه در شهرهاى شمالى ايران ، و انگليس در شهرهاى جنوبى و نيز در تهران قشر نوينى در بورژوازى بازرگانى ايران پديد مىشود كه آنها را قشر واسطه يا دلال ( كومپرادر ) مىخوانند ، اين قشر پايه اجتماعى آن سياست ميهن‌فروشانه‌اى قرار گرفت كه بيش از پيش بوسيلهء دولتهاى دست نشانده در قرن نوزدهم و بيستم دنبال شد ، اين تطور مهمى در قشربندى داخلى بورژوازى ايران بود ، صادرات ايران نيز مانند پنبه ، برنج ، ابريشم ، خشكبار ، پوست ، ماهى ، خاويار ، گياهان طبى ، قالى ، منسوجاتى از قبيل شال كرمان و زرى و مخمل و تافته كاشى و قلمكار اصفهان و غيره بويژه در روسيه بازار بزرگى داشت - ورود كالاهاى خارجى به ايران دو نتيجهء مهم ببار آورد : نخست رقابت خردكننده با توليد كارگاهى ، پيشه‌ورى و خانگى در شهر و روستا و عشيره كه پىآمدهاى آن بتدريج ظاهر شد . - دوم ايجاد يكنواختى در كالاهاى مصرفى و تسريع روند پيدايش بازار ايرانشمول ، بدينسان رخنهء دولتهاى استعمارى اروپا در كشور ما نقش متناقضى ايفا كرد ، در كنار اسارت سياسى و تاراج اقتصادى ، موجب تندتر شدن زوال و از همپاشى مناسبات جامعهء سنتى و بسط مناسبات جامعهء نوين سرمايه سالارى شد . . » « 2 »

--> ( 1 ) . همان كتاب . ص 50 به بعد ( به اختصار ) . ( 2 ) . همان كتاب . از ص 54 به بعد ( به اختصار ) .